به نام خدا
نام و نام خانوادگي :
آسيه مريدي
عنوان تحقيق :
بررسي پيشينه تاريخي و فرهنگ كنوني منطقه پشت بازار
استاد :
آقاي امين كاوياني
دانشجوي ترم اول كارشناسي مديريت امور فرهنگي
دانشگاه جامع علمي كاربردي
بهار 91
حضرت علي(ع):
در شهرهای جهان، آن شهر از همه نيكوتر و نازنينتر است كه تو را به خود پذيرفته و بر دامن خويش نشانده است .
پشت بازارمهد تمدن شهری در استان لرستان اما ...
مقدمه
آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست آدمي از نو ببايد ساخت و از نو عالمي
شناسايي ابعاد مختلف فرهنگ از بعد سياست گذاري ، حكومت ، مديريت ، اقتصاد ، جامعه شناسي و چگونگي ارتباط آن با معقوله دين و هنر بايد كارشناسانه و مبتني بر پژوهش هاي علمي و كاربردي باشد و براي رسيدن به هدف بايد با روش علمي و مبتي بر بصيرت ، منطق و جامع نگري اقدام گردد . با توجه به اين مباحث تحقيق كلاسي اين جانب در حد مباحث علمي فرهنگي نميباشد و صرفا جهت آشنايي با چندين فرهنگ در رفتار هاي اجتماعي مردم يك منطقه شهرستان خرم آباد است .
در اين تحقيق ابتدا چكيده اي جهت آشنايي با گذشته تاريخ مهد تمدن شهري را در لرستان كه شروع آن از همين منطقه پشت بازار كنوني بوده است بيان نمودم . اما اين منطقه هم اكنون جزء مناطقي با بافتي فرسوده و اندكي نيمه جديد شهرستان خرم آباد _ لرستان است كه جمعيت انبوهي را به صورت فشرده در خود جاي داده است . جمعيتي كه داراي ويژگي هاي فرهنگي خاص و متنوع مي باشند . با توجه به اينكه اين منطقه هم اكنون يك منطقه مهاجر پذير است . در كنار اين منطقه محله حاشيه نشيني وجود دارد به نام گل اسبيه يا گل سفيد كه در فرهنگ اين منطقه تاثيرات بسزايي رادارد كه توضيحاتي نيز در مورد آن داده شده است . وسپس ذكر يك نمونه كار فرهنگي ديني و تاثيرات آن را بيان خواهم نمود بعد از آن ، به بررسي چند فرهنگ كه در بطن مردم اين منطقه وجود دارد خواهم پرداخت البته قابل ذكر است تمامي مردمي كه در اين منطقه وجود دارد همگي داراي اين فرهنگ ها نمي باشند در اينجا طرف سخن من تنها با اشخاصي است كه داراي چنين فرهنگ هايي هستند .
چكيده اي از پيشينه تاريخي
خرم آباد :
خرم آباد يا خايدالو يا شاپور خواست نامي است آشنا در تاريخ و جغرافياي تاريخي ايران با گذشته اي سخت پر ماجرا و پيشينه اي به درازاي تاريخ ، خرم آباد در دره عميقي واقع است و كوه هاي شهنشاه ، طاف ، مخمل كوه ، يافته آن را محاصره كرده اند .
مردم
جمعيت : 328،544
زبان هاي گفتاري : گويش لري ، لكي ، فارسي
مذهب : شيعه
جغرافياي طبيعي
مساحت : 233/6
ارتفاع از دريا: 1147/8
آب و هوا
ميانگين دماي سالانه : 17/2
بارش سالانه : 525/6
«با يورش تيمور در سال 785 شهر خرم آباد به كلي ويران شد و دوباره به علت موقعيت خاصي كه داشت آباداني خود را باز يافته به طوري كه حمداله مستوفي ، حزين ، ابن خرداد به ، ژان دمرگان ، لرد كرد زن ، و محققين ديگر از آباداني و خوشي هوا و فراواني آب و انبوهي درختان و مناظر بديع آن سخن گفته اند .
مهاجرت و نقل مكان ها در نتيجه جنگ ها و نا امني ها و ساير علل ديگر كه بعضي از آن ها بر ما پوشيده است قابل توجه است .
در جنگ ها و حملات متعدد ، شهر به كلي ويران و اهالي در اوايل قرن ششم به دامنه جنوب غربي تپه فلك الافلاك كه براي دفاع مناسب بود مهاجرت كردند .»( مشاهير لر /ص 73/ تاليف : ايرج كاظمي / ناشر : انتشارات افلاك / 1376)
از اين رو به تدريج محله هاي پشت بازار و محله هاي اطراف آن تشكيل شدند .
نظر اجمالي بر نامنظم بودن نقشه محلات قديمي در اين شهر :
وضع شهر خرم آباد با موقع و مكان آن ارتباط كلي دارد ، عوارض جغرافيايي خرم آباد از قبيل كوه ، رود ، تپه ، در نقشه شهر خيلي موثر است .
زيرا مردم مجبورند خانه هاي خود را با رعايت آن عوارض بسازند و در نواحي جلگه به علت كمي عرض و گراني قيمت زمين ناچارند از دامنه تپه ها و كوه هاي موجود و اراضي مرتفع استفاده كنند كه اين امر در شرق و غرب شهر ، در دامنه كو ه ها به خوبي مشهود است .
نوع مسكن در شهر خرم آباد با دو بافت متفاوت هنوز هم ديده مي شود . خانه هاي نوساز با مصالح جديد در شمال و خانه هاي قديمي با مصالح و نقشه قديمي در جنوب شهر .
در اين شهر تمركز هم اكنون تمركز شديد انساني در يك دره تنگ و منظره آن با خيابان هاي باريك و اماكن كم وسعت و در هم فشرده به نحو چشم گيري خودنمايي مي كنند .
«در دوران رضا خاني در سال 1302 مجموع ساختمان هاي شهر خرم آباد كه در دو منطقه پشت بازار و درب دلاكان متمركز بود ، قريب به هشتصد دستگاه بوده كه سي دستگاه آن در انحصار اقليت كليمي مقيم خرم آباد قرار داشت و كل جمعيت خرم آباد بر اساس يك آمار تقريبي به هشت هزار نفر مي رسيد كه در اين مكان ها قرار داشتند .» ( مشاهير لر /ص 79/ تاليف : ايرج كاظمي / ناشر : انتشارات افلاك / 1376)
تاريخچه محله قديمي پشت بازار:
تا سال 1307شهر خرم آباد منحصر بود به دو منطقه پشت بازار و درب دلاكان با انبوهي از باغات.در درون و اطراف شهر باغ هاي ميوه چهره شهر را از بلنداي كوه ها مشرف به شهر با منظره اي سخت زيبا و بديع به چشم هر بيننده اي جلوه اي عميق مي بخشيد .
پشت بازار با پيشينه ي تاريخي كه از نظر جامعه شناسي قومي ، سخت قابل بررسي و تامل است وجه تسميه اش بيشتر به خاطر وجود كاروانسراي معروفي است كه در سال 1293 هجري قمري به وسيله ي ميرزا سيد رضا سر رشته دار و نايب الحكومه شهر خرم آباد ساخته شده اين كاروانسرا در زميني به مساحتي تقريبي 1500 متر در حد فاصله دو منطقه پشت بازار و درب دلاكان از يكصد سال پيش تا كنون مركز ثقل اقتصادي شهر به شمار مي رفته است .
در گذشته كه از مهمان خانه ومسافر خانه در شهر خرم آباد خبري نبود پس ورود عشاير و كاروان ها به داخل شهر بيشتر متمركز در كاروانسرا بوده است . و از آنجاييكه مركز مهم اقتصاد شهر به شمار مي رفت ، قطعا جاذبه هاي فراواني را براي مسافران و ديدار كنندگان به دنبال داشت .
امروزه بازار عمده طلا فروشان اين شهردر اين منطقه ، محله پشت بازارمستقر و هر روزه منظره مشترياني كه بيشتر از طبقه بانوان هستند، حركت پوياي اقتصاد يك مركز معاملات گاهي كلان و عمده را به نمايش مي گذارد. »( مشاهير لر /ص 81-84/ تاليف : ايرج كاظمي / ناشر : انتشارات افلاك / 1376)
پشت بازار در اذهان خيلي ها به پي سنگر هم اطلاق مي شد. از آنجايي كه اطراف شهر خرم آباد در محاصره كوه قرار دارد اين منطقه تا دامنه ي كوه هم كشيده شده و خانه هاي زيادي هم اكنون در دامنه كوه وجود دارد .
در كوه مجاور محله پشت بازار غاري وجود دارد كه در قديم به عنوان سنگر از آن استفاده مي شده و امروزه هم به اين نام معروف است با اين تفاوت كه در گذشته مردم براي حفظ جان خود به آن جا پناه مي بردند اما هم اكنون اين غار و كوه اطراف آن جايگاهي است براي معتادان كه براي از دست دادن جان خود به آن جاه پناه مي برند .
اين غار به گور خليفه هم معروف است .
منطقه پشت بازار با كوچه هاي بسيار تنگ و باريك در گذشته تا به حال جمعيت انبوهي درون خود جاي داده است .
كوچه هايي كه در گذشته معروف بودند و جايگاه پرورش افراد برجسته و نامدار اين شهر بودند گرچه تعدادي از آن ها با تغيير بافت شهر محو و به صورت خيابان در آمده اند در قديم معروفيتي داشته اند .
محله پست خانه :
محله پست خانه كه احتمالا مركز پستي در آن قرار داشته است . مرحوم كربلايي شمس اله كه رييس اداره پست در اوايل كودتاي رضاخاني بوده است در اين كوچه سكونت داشته و شايد وجود همين شخص موجب وجه تسميه اين كوچه باشد . سرتاسر كوچه در قديم از سنگ قلوه هاي ريز و درشت تعبيه شده بود و باشيب چند درجه اي آبي را كه بر اثر باران از پاي سنگر به پايين فرومي ريخت با كش و قوس هاي زيادي بر در خانه شهر سرازير مي كرد .
محله رييس ياور :
رييس ياور نام شخصي بوده كه كوچه به اعتبارمقامش به نام او معروف گرديده است . اطلاق كلمه رييس به عنوان كدخدا يا بزرگ سني طايفه در گذشته معمول بوده ، نظير رييس نوروز ، رييس جعفر، رييس ميرزا و رييس ياور
محله كاكاوند ها:
تيره كاكاوند در قسمت دلفان سكونت داشته و دارند و در منطقه هرسين و كرمانشاهان . در گذشته اعظم السلطنه كاكاوند در منطقه پشت بازار وجود داشته و امروزه هم كاكاوند ها رقم عمده اي را به خود اختصاص داده اند .
در منطقه پشت بازار قبرستاني وجود داشته كه مخصوص دفن نوزادان و كودكان خردسالي بود كه به علت بيماري هاي بومي يا سقط جنين ها از بين مي رفتند .
در قسمت غرب پشت بازار و محلي كه به تنگ يا تنگه منجر مي شد در گذشته از طريق كناس ها چاه هاي توالت خانه ها خالي و با استفاده از دو پيت حلبي كه با چوبي روي شانه ها ي كناس قرار مي گرفت و با گرفت وجه مختصري فضولات را در چند نقطه تنگه خالي مي كردند . كه اغلب بروز بيماري ها و امراض ماحصل اين نوع بي توجهي ها بود . به علت نداشتن فاضلاب شهري در گذشته .
در گذشته در اين محله نيز همانند ديگر مناطق در ايران حمام هاي عمومي وجود داشته كه محل خوبي براي تبادلات فرهنگي به شمار مي رفته كه هم اكنون نيز تعدادي از آنها به فعاليت خود ادامه ميدهند . از جمله اين حمام ها كه با قدمتي 70 ساله به نام حمام محمد رحيم با همان طريق كه در گذشته حمام ها را مي ساختند ، ساخته و پرداخته شده است .» ( مشاهير لر /ص 86-88/ تاليف : ايرج كاظمي / ناشر : انتشارات افلاك / 1376)
خاطرات من از خرم آباد قديم ( ماشاالله محمدي) صاحب كتابفروشي در منطقه پشت بازار
به قول آقاي سيد فريد قاسمي ،( ماشاالله محمدي) اين بزرگ مرد خادم فرهنگ شاهد بسياري از رويدادهاي تاريخ معاصر لرستان بوده و ضرورت داشت که ياد داشت هايش در دفتر زمانه برجاي بماند.
بهره مندي وبکارگیری ازتجربیات، خاطرات و سرگذشت بزرگان وظيفه ماست .اگر ما اين امکان را داشته باشيم که با بزرگان قوم خوددرتماس باشیم و شرایطی فراهم آوریم که از گذشته با ما سخن بگويند و ياد مانده هاي خود را به ما منتقل کنند خواهيم فهميد که اين ديار چه مردان وزناني داشته که متاسفانه از آنان خيلي کم مانده اند تا دير نشده به سراغ آنان برويم .
خوشبختانه حقير اين توفيق را داشته ام که از نزديک با يکي از اين مردان دوستدار دانش و فرهنگ در تماس باشم .
جناب آقاي ما شاالله محمدي يکي از قديمي ترين کتاب فروشان شهر خرم آباد،بسیاری از محصل ها وکتابخوان های شهر خرم آباد کمابیش با آقای محمدی فروشنده لوازم التحریر آشنا هستند،از روزگاری که کتاب از او به امانت می گرفتند تا زمانیکه نماینده توزیع وفروش بیشترین روزنامه ها ومجلات ایران در لرستان بودند تا فروش لوازم التحریر و ...
کتابخانه شخصی بسیاری از پیر وپاتال هایی چون حقیر انباشته از کتبی است که این مرد فرهنگ واندیشه با کمترین سود در اختیارشان قرار داده است .
به دلیل ارادتی که به او دارم روزهای بسیاری پای صحبت او می نشستم سعی میکنم در آینده از خاطرات شخصی خود با آقای محمدی بیشتر بگویم .
به قول آقاي سيد فريد قاسمي اين بزرگ مرد خادم فرهنگ شاهد بسياري از رويدادهاي تاريخ معاصر لرستان بوده و ضرورت داشت که ياد داشت هايش در دفتر زمانه بر جاي بماند
اميدوارم زمينه اي فراهم آيد تا ديگر کهنسالان شهر و ديار ما نيز دانسته های خود را اين چنين به امروزيان و آيندگان انتقال دهند .
ياد مانده هاي آقاي ماشاالله محمدي را به نقل از کتاب خاطرات من از خرم آباد قديم که به همت آقاي محمد احمدي مدير چاپخانه امير کبير و انتشارات افلاک به چاپ رسيده روايت مي کنم :
نقل خاطرات آقای محمدی بدون هیچ گونه دخل وتصرفی صورت گرفته و درست به همان ترتیب که در کتاب خاطرات من از خرم آباد قديم آمده است :
خرم آباد قدیم 1
تاریخ 1/1/1301 یکم فروردین اولین روز از قرن 14 هجری-شمسی حدود خرم آباد به ترتیب زیر بود:
از غرب بعد از کوه پاسنگر در حدود خیابان کمربندی فعلی تا گل اسبیه
از شمال چشمه گرداب باغچه کوچکی زیر گرداب ساختمان علی مردان خان معجزی
و باغ انارستانی که مربوط به آقای فریدی بود قرار داشت .
(بعد از انارستان فریدی به طرف شمال فقط یک ساختمان مربوط به امام جمعه بود)
خیابانی که اکنون از غرب به سبزه میدان می رسد از وسط این باغ می گذشت
از شرق مسجد جامع و پشت مسجد با کمی فاصله 12 برجی بود
در شرق مسجد باغچه ای بود که تا نزدیکی رودخانه ادامه داشت
در شمال این باغچه باغ فیض بود واز جلو خان مسجد از طرف شمال
راه باریکی بود که به طرف سبزه میدان فعلی و سپس از بین باغچه جنب مسجد
وباغ فیض به طرف پل میرفت از جنوب شهر به باغ حکیم آباد ورودخانه
ازکوچه شمالی قبرستان زید ابن علی به اول گرداب می رسید
راه بین کوه و گرداب پراز کود وزباله بود .چه بسا که این زباله ها در
گرداب که اب مصرفی شهر بود می ریخت .این راه بعد از گرداب به زمین های
مزروعی می رسید .
خرم آباد قدیم 2
محله پشت بازار در حدود خیابان کمربندی فعلی تمام میشد
بعد از ساختمان ها مقدار زیادی کود وزباله سرتاسر قسمت غربی را پوشانیده بود بعد از آن زمین تا کوه
زمین های مزروعی و کشت گندم بود
در فاصله زباله ها وزمین مزروعی راه نسبتا پهنی بود که مردم بعد از ظهر ها به بازی وتفریح در آن مشغول می شدند
چندین ساز ودهل در سراسرغرب شهر مشغول کار بودند (موسیقی فعلی لرستان که با سابق قابل مقایسه نیست مرهون تلاش وزحمات زیاد استاد حمید ایزد پناه است
که حق بزرگی در این مورد ودر زمینه باستان شناسی به گردن مردم لرستان دارد)
بسیاری در این مکان بازی های( دال په لو) (گلو بازی) ( الکو ) می کردند
ودسته های رقص وچوبی آوازهای دسته جمعی مانند:
هی سوزه سوزه سوزه گانه کم*.هی بینا بینا نازارم بینا*حالووی گنم خری*هربزازکی….
و…. باعث شوروشعف همه بودند صفایی داشت!
بزرگ وکوچک در حال بازی وتفریح بودند حتی پیرمردانی با ریش سفید وبلند
این رقص وبازی را فقط تاریکی شب متوقف می نمود
محلات دیگر شهر درب دلاکان ماهی گیران سلاحورزی کلیمی ها کاکاوند،
محله باباطاهر محله زیدابن علی محله سادات و…بود
در شرق رودخانه هیچ ساختمانی نبود باورود ارتش در شمشیرآباد کنار جاده چند ساختمان ساخته شد.
شهربانی هم بعد از پل ساخته شد
سالها بعد بیمارستان لشکر وبیمارستان شهید رحیمی بنا شد.
هم اكنون .....
محله گل سفيد :
در جوار محله پشت بازار چندين محله وجود دارد ، اين محله ها به نوبه خود فرهنگ خاصي از شهر نشيني دارند كه ناخود آگاه تاثيرات فرهنگي خود را بر فرهنگ مردمي كه در محله پشت بازار زندگي مي كنند ميگذارند .
ازجمله محله هايي كه وجود آن بسيار قابل بررسي است محله حاشيه نشين گل سفيد است كه مابين پشت بازار و قبرستان خضر واقع شده است .
در همسايگي پشت بازار محله گل سفيد وجود دارد ، كه قسمتي از محله بزرگ درب دلاكان است .منازل در اين منطقه به صورت پله اي به سمت كوه امتداد يافته اند يعني سقف خانه هاي پاييني حياط و كف منازل بالايي مي باشند . البته مدتي است كه شهرداري خرم آباد اقدام به تخريب اين منازل كرده است و تقريبا تعدادي از اين منازل غير استاندارد را تخريب كرده است . گويا اين كار نيز ناتمام مانده است .چرا كه قسمت اعظم آن ها باقي مانده اند و اقداماتي مستمر جهت تخريب آن منازل ديده نمي شود .
محله گل سفيد منطقه زاغه نشين در نظر گرفته مي شود كه در حومه شهر قرار داشته و در آن انواع جرم قابل رؤيت است . تهيه و توزيع مواد مخدر در اين محله به آساني صورت مي گيرد ، البته نبايد از اقدامات دستگاه هاي امنيتي ، انتظامي و قضايي قافل شد كه تا كنون با آن ها برخورد كرده اند .
اكثر شرارت ها و درگيري ها در اين محله باعث زخمي شدن و كشته شدن افراد مي شود . كه يكي از دلايل عمده آن وجود توزيع كنندگان مواد مخدر در اين محله است .
در اين محله خانواده هاي فقيري زندگي مي كنند كه داراي كمترين سطح درآمد و رفاه اجتماعي در سطح شهر و حتي استان هستند .
چند روز قبل از خيابان گل سفيد با چند نفر از اهالي اين محله صحبت كردم ، آن ها اوضاع نابسامان منطقه را شرح دادند .
آقاي (الف – ي) بر اين باور بود كه شب ها اين محله همانند شب هاي فيلم هاي ترسناك مي باشد چرا كه اغلب افرادي كه در در هنگام شب در اين محله در حال تردد مي باشند ، حالتي غير ارادي از خود بروز مي دهند ، كه يا به دليل مصرف مواد الكلي و مخدر است و يا به دليل عدم استفاده از اين مواد مي باشد.
وي كه از ساكنان اين محله قديمي مي باشد بر اين باور بود كه شب هنگام در اين محله شرايط و اوضاع براي غريبه ها رعب آور است ، البته نبايد اين افراد را با ساكنان محترم محله گل سفيد كه سال هاست با آبرو در اين محله زندگي مي كنند يكسان دانست .
حساب اين افراد را بايد از حساب ساكنين محله جدا كرد . اين افراد كساني هستند كه باعث رنجش مردم ساكن در محله گل سفيد هستند چرا كه با خريد و فروش مواد مخدر فضاي محله را ناآرام مي كنند .
در اين محله جمعيت متراكم است و فاقد ابتدايي ترين و ساده ترين وسايل بهداشتي ، خدماتي و فرهنگي است .
جوانان پسردر اين محله تجانس گروهي و همبستگي نسبتا بالايي خاصه در مواجه با مسايل مشترك و افراد خارج از اجتماع خود بروز مي دهند.
به اين ترتيب وجود چنين محله اي در جوار هر محله اي ديگر باعث بوجود آمدن علل و عوامل و پيامد هاي نامطلوب انساني ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خصوصا در بين جوانان در پي داشته است .
قابل توجه مدیران و مسئولین شهر و استان لرستان نقش آموزشي منطقه حاشيه نشين بخش هاي حاشيه نشين به مدارسي مي مانند كه در آنها افراد و تازه واردين به شكل هاي گوناگون آموزش مي بينند. اين بخش ها همه امكانات را در اختيار تازه واردين قرار مي دهد تا استعدادهاي مختلف آنها در جريان گوناگون به كار افتد.
اين استعدادها گاهي در راههاي درست و زماني در مسيرهاي نادرست و غير قانوني به كار گرفته مي شوند. به ديگر سخن، زمينه شغلي در آينده و نحوه زندگي فردي و اجتماعي را منطقه حاشيه نشين فراهم مي آورد. نقش آموزشي منطقه حاشيه نشين در كشورهايي كه فاصله ميان شهر و روستا زياد است اهميت بيشتري مي يابد زيرا منطقه حاشيه نشين اولين مكتب آشنايي روستاييان مهاجر با شهر بشمار مي آيد و آموزش آنها در راههاي ناصحيح، بعدها در خيلي موارد به تشنج و ناآرامي در جامعه شهري منجر مي شود. اين نوع نگارش گويي حاكي از آن است كه بافت حاشيه نشين يك موجود زنده است كه همچون يك ميدان مغناطيسي، براده هاي موزي و ضعيف آهن را كه همان مجرمان بالقوه مي باشند به سوي خود جذب كرده و انگار با يك نيروي مهار نشدني كه هدف اساسي آن اجتماع ستيزي است در خود حل كرده و آنها را با يك رژيم نامطلوب و نامحسوس آموزشي قوي تر نموده و رهسپار بافت ديگر شهرها مي نمايد.
در اين طرز تلقي يك نوع خاص از ديدگاه بدبينانه نسبت به تمامي اقشار اين فضا به چشم مي خورد. اين در حالي است كه با مراجعه به خود بافت حاشيه نشيني و مراوده با ساكنان آن سستي اين ديدگاه به چشم مي خورد. ما در صدد آن نيستيم كه از وجود برخي واقعيت هاي جنايي يا حقيقت هاي تلخ حاكم بر اين فضا چشمپوشي نموده و عاملان اين بزهكاري ها را تبرئه بنمائيم ولي آنچه محرز است اين است كه با وجود آمار جنايي رو به صعود انجام يافته از سوي ساكنان اين منطقه نمي توان به راستي و به يقين حكم به خطرناك بودن تمامي اين افراد صادر نمود، به عنوان نمونه برخي از ساكنان اين منطقه را مجرمان طرد شده و فراريان هجوم آورده تشكيل مي دهد و اين در حالي است كه اين عناصر خطرناك نفوذي در بين قشر بومي اين طبقه رخنه كرده اند كه از شرايط خاص مكاني و سادگي اين منطقه سوء استفاده كرده و سعي در اختفاء خود در ميان آنها مي نمايد و حتي در برخي موارد به سوء استفاده از بوميان منطقه نيز اقدام كرده و در واقع حضور چنين مجرمان حرفه اي كه از داخل شهر و از ميان همان شهرنشينان اصيل مي باشند در ميان ساكنان منطقه، كه دست به ترتيب و تشكيل گروهك هاي بزهكاري از ميان نوجوانان تهي دست و ساده روستايي مي دهند باعث رشد نرخ جنايي در منطقه مي گردند. پس در واقع نمي توان گفت كه بزه ارتكابي از سوي شهرنشينان متاثر از بافت حاشيه نشين است بلكه اين فضاي حاشيه نشين است كه در نتيجه روند نادرست شهر نشيني و نابساماني هاي مديريتي تحت الشعاع قرار مي گيرد. چرا كه مديريت براي يك فضاي كوچك و قابل برنامه ريزي و انتظام پذير كه به راحتي انجام شدني است موجب فخر و مباهات نيست، بلكه هنر يك مدير كاردان در برنامه ريزي و سازماندهي يك فضاي وسيع و رام نشدني بيشتر به چشم مي خورد.
فرهنگ با مؤلفه هاي فقر
پشت بازار منطقه اي است كه هم اكنون جايگاه دو قشر از مردم است قشر اول مردمي هستند با فرهنگي غني ،بسيار اجتماعي ، با فرزنداني كه داراي بالاترين سطح سواد هستند اما به دليل وضع مالي نامطلوب مجبور به ادامه زندگي در اين محله قديمي و فرسوده مي باشند . وقشر دوم مردمي كه بسيار از قافله فرهنگ شهر نشيني و آبروداري فاصله گرفته اندو داراي فرزندان بزهكاري كه هم براي خود مضرن و هم براي ديگر مردمان و جوانان اين منطقه . متاسفانه در اين محله در مجموع فرهنگ قشر دوم قابل مشاهده تر و محسوس تر است. اما به طور كلي در حال حاضر اين منطقه منزلگاه اشخاصي است كه بيشتر مهاجرند و از روستاهاي اطراف وارد شده اند . در اين تحقيق ما با قشر اول كاري نداريم طرف بحث ما بيشتر بررسي عوامل بزهكاري و بد فرهنگي در قشر دوم است . و علت يابي كردن اين امر .
در تمام طول تاریخ مدون ، در ادبیات ، ضرب المثلها ، و گفتارهای عیامانه ما به دو نظر متضاد راجع به طبیعت مردم فقیر برمیخوریم. بعضی شخص فقیر راخجسته ، پرهیزگار ، درستکار ، جدی ، متکی به خود ، با صداقت ، مهربان و نیکبخت میدانند ، و برخی صفات شرارت ، مردم آزاری ، پرخاشجوئی ، پستی و تبهکاری به ایشان نسبت میدهند.بازتاب این برداشتها و ارزشگذاریهای متضاد را حتی در گفتوگوهایی که این روزها در میان طراحان برنامههای مبارزه با فقر جریان دارد ، میتوان یافت.گروهی برآنند که مردم فقیر بالقوه دارای توانائی خودیاری ، رهبری ، و سازماندهی اجتماعی هستند.
چکیده:
گسترش رفتارهای بزهکارانه نظیر مصرف داروهای مخدر، مشروبات الکلی، رفتارهای نامشروع جنسی، خرابکاری و فرار از خانه و مدرسه در بین جوانان مناطق حاشیه نشین شهرها همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده است. جامعه شناسان شهری نظیر پارک (1967) ساویج و وارد (1993) و جامعه شناسان انحرافات نظیر لاوسون و هیتون (1999) و رید (2000) تمایل جوانان حاشیه نشین به رفتار بزهکارانه را از منظر بی سازمانی اجتماعی مورد توجه قرار داده اند. لوییس (1998) حاشیه نشینی را با «فرهنگ فقر» همراه دانسته و ویژگی های خاص روانی ، فرهنگی واجتماعی کسانی که فرهنگ فقر را تجربه می کنند را با «بزهکاری جوانان» مرتبط می داند. دراين قسمت ویژگی های جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی پاسخگویان، مولفه های فرهنگ فقر و گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه را جمع آوری نموده است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر شاخص های فرهنگ فقر بر گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه انتخاب سکونتگاهی جنوب شهر خرم اباد (پشت بازار)که به لحاظ وضعیت اقتصادی مشابه جامعه مورد مطالعه می باشد به عنوان «گروه مقایسه» به منظور آزمون رابطه فرهنگ فقر با بزهکاری جوانان بوده است. یافته های حاصل از «تحلیل پراکنش دوسویه» بیانگر رابطه معنی داری حدود 50 درصد بین اين منطقه و مولفه های فرهنگ فقر نظیر عدم تمایل به پس انداز، احساس سرشکستگی و میل به انزوا و کمبود حمایت خانواده را با گرایش به رفتار بزهکارانه و تعامل بین حاشیه نشینی و مولفه های فرهنگ فقر در رابطه با رفتار بزهکارانه جوانان می باشد"
آغاز مجهزترین مسجد غرب کشور در خرمآباد ( تاثير مساجد در فرهنگ )
تأثير مسجد در كاهش جرم افراد غير مسجدي :
اگر فعاليت هاي مسجد گسترده باشد و به اجراي اعمال ديني داخل مسجد محدود نشود، مسجد بر افراد غير مسجدي نيز اثر مي گذارد و از كارهاي خلاف آنان جلوگيري مي كند. اين فعاليت ها چنين است:
الف) گروه هاي امر به معروف و نهي از منكر
امر به معروف و نهي از منكر، از ويژگي هاي امت اسلامي و پيامبر و مؤمناناست كه واجبات ديگر در برابر آن، همچون قطره اي در برابر درياست. اگر فعاليت هاي مسجد گسترده باشد، با تشكيل گروه هاي امر به معروف و نهي از منكر مي توان جرم و جنايت را دست كم در محله اي كه مسجد در آن قرار دارد كنترل كرد.
ب) پايگاه بسيج
پايگاه هاي بسيج براي برخورد قانوني و قاطعانه با مجرمان و تأمين امنيت در محله اي كه مسجد در آن قرار دارد مؤثرند. گشت هاي شبانه و اعضاي فعال بسيج، محيط نا امني براي مجرمين ايجاد مي كند و نقش مهمي در كاهش جرم دارند.
ج) فعاليت هاي فرهنگي
فعاليت هاي فرهنگي مسجد، هم چون كتاب خانه و مسابقه هاي فرهنگي، علمي و ورزشي در افزايش سطح فرهنگي جامعه و كاهش جرم مؤثر است. اين فعاليت ها مي تواند فرهنگي را ايجاد و ترويج كند كه در آن، شهروند خوب بودن و احترام به قانون، ارزش به شمار مي آيد. اين فعاليت ها با پر كردن اوقات فراغت و جهت دهي به بينش افراد، يك نظام اجتماعي امن را فراهم مي كند.
مسجد مهم ترین سنگر دفاع از دین و مکتب اسلام است. مسجد، خاستگاه اصلی بیداری اسلامی منطقه است. مساجد نقش بسزايي در بیداری جامعه و بالابردن سطح فرهنگ جامعه دارند. مساجد پایگاه آموزش دینی و تعلیم و تربیت هستند. در میان معارف اسلامی اهمیت مسجد تنها موضوعی است که پرداختن به همه ابعادش دارای ثواب است.
حجت الاسلام میرعمادی نماینده وقت ولی فقیه در لرستان خرم آباد : با اشاره به محرومیت منطقه پشت بازار خرم آباد، افزود: بزرگترین هیئت مذهبی استان لرستان در این منطقه قرار دارد.
با حضور نماینده ولیفقیه در لرستان ، و جمعی از مسئولان لرستانی ساخت مجهزترین مسجد غرب کشور توسط خیر لرستانی در خرمآباد آغاز شد.
این مسجد در محله قدیمی پشت بازار خرمآباد توسط خيرلرستاني بنام علي دولتشاهي، که مدیر موسسه مالی و اعتباری فردوسی کشور است، احداث میشود.
مسجد خیر ساز محله پشت بازار خرم آباد که توسط نماینده ولی فقیه در استان لرستان به نام مسجد امام محمد باقر نام گذاری شد، در زمین به مساجد 420 متر مربع و در سه طبقه كه مجهزترین مسجد غرب کشور است، با معماری اسلامی احداث میشود. برای ساخت این مسجد از معماران اصفهانی دعوت به کار شده تا این بنای مذهبی با معماری اسلامی احداث شود. در گامی دیگر پس از ساخت مسجد امام محمد باقر(ع) این محله درمانگاه شبانه روزی در این محله راهاندازی میشود.
مسجد به عنوان نخستین پایگاه عبادی سیاسی و مهم ترین پایگاه دینی و تربیتی ، نقش بسزایی در ارتقای فرهنگ دینی در جامعه را دارد .
ساخت مساجد از دیرباز مورد توجه خاص خیران مومن ومتعهد بوده، به طوری که هر ساله در گوشه اي از کشور اسلامی ایران بنای دینی مسجد به دست خیری مسلمانان احداث می شود. در شهرستان خرم آباد نيز علی دولتشاهي کمر همت به احداث بناي دینی مسجد در محله قدیمی اما محروم پشت بازار خرم آباد بست تا با ساخت این بنای مذهبی گامی در جهت ارتقای فرهنگ دینی برداشته باشد.
فرهنگ عاشورايي محله پشت بازار :
غني ترين فرهنگي كه از ديرباز در ميان اهالي اين منطقه وجود دارد فرهنگ عاشورايي اين منطقه است . كه به اين صورت برگزار مي شود :
كركري سنتي دو دسته ي معروف و قديمي شهر به نام هاي پشت بازار و درب دلاكان ريشه در گذشته اي دور دارد كه امروز نيز اين رقابت محسوس است البته نه به شدت سال هاي دور. به احتمال زياد اين تقسيم بندي از اوايل دوره ي قاجار صورت پذيرفته باشد.
علي اصغر شميم در كتاب « ايران در دوره ي سلطنت قاجار » چنين مي آورد:
« در اكثر شهرهاي مركزي و غربي ايران، سكنه ي هر شهر به دو دسته ي متمايز حيدري و نعمتي تقسيم شده بودند. محلات حيدري نشين و محلات نعمتي نشين شهر مشخص و معلوم بود. اختلاف و كشمكش بين نعمتي ها و حيدري ها در ايام محرم، روزهاي سوگواري و راه انداختن دسته ها [به اوج مي رسيد.] غالباً بر اثر يك پيشامد كوچك به زد و خورد و كشتار مبدل مي شد و جمعي بي گناه در آن ميان به آتش تعصب جاهلانه ي همشهريان خود مي سوختند»
آن گونه كه معمرين روايت مي كنند، رقابت دو دسته ي قديمي در خرم آباد به گونه اي بود كه با وجود رفاقت و پيوند خويشي نزديك بين اكثر اهالي دو منطقه، براي چند روز ايام محرم، همه چيز به باد فراموشي سپرده مي شد و ناگهان دوستان قدیمی به دشمنان خونی تبدیل می شدند . دوخيابان کوچک بازار و درب دلاكان (منتهي به باجيگران) محل عبور عزاداران بود. گذشتن از محله ي دسته ي مقابل اجتناب ناپذير مي نمود و يكي از دلايل اصلي درگيري ها همين مسأله بود. كه با دخالت روحانيون صاحب نفوذ و قرار دادن قرآن بين آن ها نزاع خاتمه مي يافت . كه با دخالت روحانيون صاحب نفوذ و قرار دادن قرآن بين آن ها نزاع خاتمه مي يافت .
در يكي از درگيري هاي محرم در دهه ي ۱۲۸۰ خورشيدي كه بر سر تصاحب عَلَم دسته ي مقابل صورت پذيرفت، كربلايي حاجعلي پسر حاج خسرو (از خاندان محرری) از درب دلاكان و طالب و طاهر فرزندان شكرالله از اهالي پشت بازار كشته شدند. اهميت جانفشاني افراد كشته شده به اندازه اي بود كه گاهاً بزرگان دو منطقه، آن ها را در مقبره ي خانوادگي خويش به خاك مي سپردند. به همین دلیل طاهر، طالب، جهانگير و نوهالدر مقبره ي گرگ گيرها به خاك سپرده شدند.
در تقسیم بندی دسته ها معمولا اهالی درب باباطاهر و محله ي چاغروندها جزو هيأت درب دلاكان، و اهالي زيد بن علي و ساكنين محلات والي زاده ها و كمالوندها جزو هيأت پشت بازار به سينه زني مي پرداختند. در دهه ی ۱۳۱۰، مأمورين دولتي موظف به جلوگیری از اجرای مراسم و برخورد با عزاداران به بهانه ي ايجاد اغتشاش شدند. از آن جا كه شهرباني(نظمیه) خرم آباد از پرسنل كافي براي اين منظور بهره نمي برد، ارتشي ها اين مسؤوليت را برعهده گرفتند. با وجود سخت گيري هاي موجود در جلوگيري از ايجاد حوض مخصوص گِل مالي، آتش و راه اندازي دسته هاي سينه زني، مردم هر ساله در كوچه پس كوچه ها و حتي بيرون شهر، مراسم را برپا مي نمودند.
ابهامي كه در زمينه ي پيشينه ي برگزاري مراسم سوگواري ايام محرم در دوران قاجار وجود دارد، دوره ي حكومت پهلوي اول(رضاخان) نيز باقي مانده و اكثر مورخين و محققين اين ديار از كنار آن گذشته اند. در هر صورت، اين رقابت تا به امروز در ميان اهالي دو محله ي قديمي خرم آباد ادامه داشته به شكلي كه امروزه دسته پشت بازار بر روي بيرق محله ي خويش تاريخ 900 هجری قمري و دسته ی درب دلاکان نیز تاریخ 1285قمری را به عنوان تاريخ تأسيس هيأت ثبت نموده اند.
دوره پهلو ي حكومت رضاخان، در منطقه ي درب دلاكان، مرحوم حاج اسدالله زمان پور(1323-124۶) و در منطقه ي پشت بازار نيز مرحوم حاج محمدعلي رسولي(۱۳۲۶-12۶۹( سرپرست و مسوول هيأت عزاداري منطقه ي خود بوده و ملزم بودند هر ساله قبل از آغاز مراسم با حضور در محل ستاد لشكر به فرماندهان وقت، جهت پرهيز از درگيري، تعهدنامه و برگه ي تضمين ارايه نمايند.
مطابق اظهارات مرحوم حاج علي شاه اسدي(۱۳۸۸-۱۲۹۸) و مرحوم نورعلی لطفی(۱۳۸۵-۱۳۰۵)، پس از حاج محمدعلي رسولي(۱۳۲۶-۱۲۶۹)؛ حاج مرتضي خورشيدي(۱۳۳۷-۱۲۴۷)، حاج اسدالله عقيلي(۱۳۵۰-۱۲۷۰)، حاج محمدعلي سلاحورزي(۱۳۶۵-۱۲۷۸)، حاج محمدعلي جايدري(۱۳۶۹-۱۲۸۴)، حاج عزيز جباري(۱۳۷۱-۱۲۸۵) وحاج احمدعلي رسولي(۱۳۷۴-۱۲۹۸) تا
زمان پيروزي انقلاب اسلامي، رؤساي هيأت امناي عزاداران حسيني منطقه ي پشت بازار بوده اند. پس از آن نیز مرحوم محمدشاه اسدی(۱۳۷۳-۱۳۰۳) و حاج ذبیح(علی اكبر) حافظی در زمره ي پيرغلامان و خادمان اباعبدالله الحسين(ع) در اين منطقه قرار گرفتند.
سادات ساكن در پشت بازار و محلات تابعه و افرادي چون حاج غلام رضا تقي خاني(۱۳۵۰-۱۲۷۳)، اسحاق رضايي(۱۳۳۳-۱۲۶۰)، حاج احمد فتحي(۱۳۳۴-۱۲۵۸)، شيخ عزيزالله ضيايي(۱۳۵۲-۱۲۷۵)، حاج رضا توتونچي(۱۳۵۲-۱۲۷۱)، ميرمحمد ساكي(۱۳۵۹-۱۲۹۲)، حاج حيدر صياد(۱۳۴۵-۱۲۷۵)، حاج عزيز حافظي(۱۳۵۵-۱۲۶۷)، حاج نصرالله يگانه گله دار(۱۳۳۷-۱۲۶۴)، امان الله يگانه(۱۳۴۷-۱۲۹۴) و علي مراد يگانه(۱۳۷۹-۱۲۹۸)، سيدحبيب میرآقایی(۱۳۶۸-۱۲84) و سيدنصرالله ميرآقايي(۱۳۷۱-۱۲۹۲)، حاج رضا(بيگ ميرزا) جايدري(۱۳۵۲-۱۲۸۰)، حاج علي نظريان(۱۳۵۱-۱۲۷۴)، حاج سيدسعيد آراسته(۱۳۷۵-۱۲۹۶)، حاج مريدخان رستمي(۱۳۳۱-۱۲۶۳)، حاج كاظم جباري(۱۳۶۴-۱۲۹۰)، كربلايي عباس كرباسي(۱۳۷۶-۱۲۹۴)، عزيز غلامرضايي(۱۳۷۴-۱۲۹۷) حاج محمدعلي نساجي(۱۳۸۴-۱۳۰۰)، سادات قاسمي و سيف الساادات و ... نيز از بزرگان پشت بازار بودند كه معمولاً پيشاپيش دسته ها حركت مي نموند.
هم اكنون نيزدر دهه محرم دسته هاي سينه زني مربوط به پشت بازار از طريق اجتماع در كوچه هاي مختلف و جذب عزاداران و كشيدن آن ها به ميدان اصلي از جلو هاي علاقه سرشار مردم به حسين اين سالار شهيدان بود كه بي ريا و صادقانه پير و جوان در آن شركت مي كنند .
بيرون آوردن علم و روشن كردن چلچراغ ها در شب هاي تاسوعا و عاشورا شور و هيجان فراواني به اين محله و ديگر محله هاي شهر مي دهد .
من نيز يادم مي آيد كه در دهه هاي گذشته بر اساس يك شيوه نه چندان منطقي نزاع بين دسته جات سينه زني پشت بازار و درب دلاكان در مواردي اجتناب ناپذير مي شد .و تا پاي كشته شدن عده اي از طرفين هم مي رسيد دوستاني كه در طول يكسال يار و غار بودند در طول اين چند روز گاهي به دشمن تبديل مي شدند. اما امروزه به همت تلاش دستگاه هاي امنيتي ، انتظامي و نيز جدا كردن مكان هاي عزاداري و ... باعث شده است كه چنين مواردي از بين برود .
از چشم گير ترين شيوه عزاداري مردم خرم آباد به گل افتادن سينه زنان است كه اين سنت هنوز هم بين جوانان محله پشت بازار با شور و هيجان ويژه اي برگزار مي شود .آنان اين كار را در صبح عاشورا در تاريك روشن صبح انجام مي دهند . كه در شكل هاي متفاوت عزاداري ها در ايران در نوع خود استسثناء است . برای دیدن مراسم روز عاشورا در هیئت های قدیمی شهر خرم آباد باید به محلات پشت بازار و درب دلاکان رفت. هیئت های سینه زنی این محلات از قدیمی ترین های شهر هستند.
فرهنگ راه رفتن :
فرهنگ راه رفتن در محله ي پشت بازار به گونه هاي مختلف ديده مي شود از اين رو در زير به فرهنگ راه رفتن لات هاي اين محله مي پردازيم كه در خور توجه است .
با توجه به كل محله هاي قديمي خرم آباد بخش عمده اي از راه رفتن افراد كه حتي بر روي راه رفتن ديگر مناطق تأثير گذاشته است بصورت سينه گرفتن و يا به بياني سينه چاك كردن و تسبيح يا زنجير را با حالتي خاص چرخ دادن نوعي راه رفتن بوده كه به عينه در بطن اين محله به چشم مي خورد.
مضاف بر اينكه نگاه هاي بيخودي كه با اندام بدن هماهنگ و راه رفتني خاص را تصوير مي كند از ديگر موارد است.
عربده كشيدن همراه با حركت دستان و پاهها و باز كردن دكمه هاي لباس تن از ديگر اشكال راه رفتن است.
اغلب مردمان در خيلي از موارد خيابان هاي اصلي وماشين رو را با معبر هاي ويژه عابرين اشتباه مي گيرند .
مشكل اساسي اين مهم از اين منظرتنها به فرهنگ و رفتار فيزيكي افراد مرتبط نمي شود بلكه عامل اساسي خيابان ها و كوچه هاي تنگ و محدود بوده است كه با توجه به ازدياد جمعيت در اين محله مشكلات را چند برابر كرده است ، اگر چه در بخش عمده اي از كار اينگونه راه رفتن را مي توان به نوع فرهنگ و در مواردي موروثي دانست ولي از اين نگاه موقعيت منطقه اي و بومي و در زواياي جغرافيايي اين محله بسيار تأثير گذار است .
فرهنگ پرخاشگري يا پرخاشجويي :
هنگامي در محله پشت بازار قدم ميگذاري مهمترين دغدغه اي كه براي هركس بوجود مي آيد دغدغه پرخاشگري بعضي از ساكنين و الوات ها ي اين منطقه است كه به وفور در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق وجود دارد است .
در فرهنگ لغات فارسي نامي از پرخاشگري به ميان نيامده است ولي به واژه هايي چون پرخاش ، پرخاشجو و پرخاشگر اشاره شده است .
پرخاش به معني جنگ و جدال ، درشتي و تندي ازروي خشم ، عتاب ، كارزار ، پيكار و ... بكار رفته است .
پرخاشگري مي تواند نوعي رفتار ناشايست و غير معقول باشد كه در بطن اختلالات روحي و در ابعادي مريضي هاي رواني پرورش مي يابد . و به ديگر بيان نوعي مريضي مزمن و آنومي است كه به صور مختلف توسط فرد پرخاشگر صورت مي گيرد .
با اين تعابير پرخاشگري نه تنها در شهر خرم آباد بلكه در اكثر مناطقي كه فقر فكري ، مالي ، كمبود هاي اجتماعي و ناهنجاري هاي فرهنگي رنج مي برند ، وجود دارد .
محله ي پشت بازار محله اي است كه با هجوم رفتارها و گفتارهاي متنوع و متفاوت دست و پنجه نرم مي كند . همچنين به دلايلي چون بيكاري ، فقر ، جنگ ستيزي و اعتياد نيز
مي توان اشاره نمود . با تكيه بر مشاهده ميداني و حضور فيزيكي در بين مردمان اين منطقه پرخاشگري را اگر بتوانيم نوعي بد فرهنگي تلقي كنيم اين نوع بد فرهنگي اغلب در مناطق فقير نشين و آسيب پذير مشاهده مي شود . مناطقي چون درب دلاكان ، پشت بازار و ... كه اغلب پرخاشگران در بطن اين منطقه وجود دارند . پرخاشگري افراد اين منطقه را مي توان در اشكال مختلف مشاهده كرد . در مواردي به شكل فحاشي چهره مي شود . فحش دادن از رفتار هاي بسيار ناشايست است و متأسفانه نوعي بد فرهنگي به شمار مي آيد كه شايد بتوان گفت به شكل عرف در اين منطقه در آمده است .
به عنوان مثال : در بين بسياري از اهالي اين منطقه در ترويج و شاخ و برگ دادن به اين مقوله به طرق مختلف فرهنگ سازي مي كنند . به طوري كه به مزاح و شوخي در قالب هاي طنز گون و بدون هيچ دليلي به همديگر فحاشي كرده و بالطبع به اين نوع رفتار افتخار مي كنند .
نوع ديگر پرخاشگري كه در اين منطقه متداول است ، پرخاشگري غير كلامي است . يعني افراد با اشاره و حركات و جوارح بدن به همديگر پرخاش مي كنند . به عنوان مثال : نگاه هاي بيخودي كه منجر به دعواهاي آنچناني مي شود و يا پرخاشگري هاي كلامي كه به روش هاي مختلف رخ مي دهد مانند : هوار و داد كشيدن و يا جيغ كشيدن براي همديگر كه به شدت رفتاري اسفبار و نوعي بد فرهنگي مزمن است . جيغ كشيدن بيشتر در بين زنان متداول است .
نوع ديگر پرخاشگري در اين منطقه آزار دادن ديگران توسط افراد لمين بوده و در اشكال مختلف ديده مي شود .
فرهنگ کوچه نشیني
زندگي مسالمت آميز افراد در يک جامعه، تنها در صورت رعايت قواعد مشترک ممکن مي شود. اما بايد اين قواعد مشترک واجد ويژگي هايي باشند که بتوانند به هدف برسند. يكي از اصلي ترين چارچوب هاي تعريف اين قواعد، انطباق و تناسب مسايل فرهنگي و پديده هاي اجتماعي با روح حاكم بر نظم اجتماعي است. «كوچه نشيني» يكي از آن مسايلي است كه بايد با ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي جامعه بررسي شود. امروزه اين پديده كه عقبه فرهنگي و تاريخي نيز با خود به همراه دارد موضوعي است كه در گوشه و كنار اغلب شهرها ديده و به دليل دگرگوني هاي فرهنگي و تغيير در سبك زندگي، به مرور تبديل به يك ناهنجاري اجتماعي مي شود. علت اصلي كوچه نشيني را بايد در فراغت و نوع به كارگيري اوقات فراغت جستجو کرد. كه درباره آن به موضوع پرداخته ايم. آنچه مهم است تعامل كوچه نشيني و مساله نظم اجتماعي است که مي تواند جزء بخش ناپيدايي از نظم و امنيت شناخته شود. ترديدي نيست عامل فرهنگ نقش اساسي در شکل گيري مساله کوچه نشيني داشته است ليکن دگرگوني هاي اجتماعي نيز جزء مسايلي هستند که مي توانند در تغيير ذائقه هاي فرهنگي افراد جامعه موثر بوده و پديده هايي مانند کوچه نشيني زنان را دچار تحولات نگرشي و از هنجار به ناهنجار تبديل کنند. همان تحولاتي که درباره کوچه نشيني مردان نيز اتفاق افتاده است.
زنان کوچه نشین ،روزها و گاهي شبها به طور کاملا طبیعی راس ساعت 9 شب تا دیر هنگام در کنار منزل یکی از اهالی ، دور هم جمع می شوند و راجع به مسائل بسیاری سخن می گويند ، حال اینکه مضمون چنین صحبت هایی چه می توانست باشد خود امری کاملا پنهان است ، لاقل از دید بقیه اهالی که در این جمع حضور فیزیکی ندارند ، اما بیشک شکل جالبی ندارد و همه اهالی کوچه از حضور زنان کوچه نشین که با نیم نگاه های عجیبشان از زیر پارچه های مشکی چادرهایشان همه چیز را تحت نظر دارند حس خوبی ندارند
در محلات قديمي شهر مانند پشت بازار موضوع كوچه نشيني و تاثير آن بر مقوله نظم و امنيت اجتماعي بررسي شده است. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد، بيش از يك سوم زنان و درصد بيشتري از مردان اين منطقه در كوچه مي نشينند. تقريبا اكثركساني كه در كوچه مي نشينند امكان استفاده از فضاهاي تفريحي يا ورزشي را در محل خود ندارند. بر اساس نتايج تحقيق من متوسط تحصيلات، سن، تعداد فرزندان، وضعيت اقتصادي، زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني زنان كوچه نشين و زنان ديگر تفاوت معني داري وجود دارد. مهمترين دليل كوچه نشيني احساس تنهايي و مهمترين موضوعي كه زنان در كوچه نشيني ها با خود در ميان مي گذارند مسايل خانوادگي است. مهمترين انگيزه زنان كوچه نشين درد دل كردن و ديدن همديگر عنوان شده است. در نهايت مهمترين عارضه كوچه نشيني از ديدگاه زنان کوچه نشين، غيبت و اتلاف وقت بيان شده است .
پايان





توزيع مواد مخدر

بافت فرسوده

بافت فرسوده

نبود امكانات براي كودكان

زنان كوچه نشين


خانه هاي متراكم در پاي كوه با بافتي فرسوده

بدون عنوان

بافت فرسوده

ساخت مجهزترين مسجد غرب كشور ( دولتشاه )


بدون عنوان

بدون عنوان






فرسودگي بافت منطقه
